منصور هوشمند

معیار یک انسان خوب بودن چیست؟

آیا خوبی انسانها به تنهایی ارزش است؟ آیا مهربانی, بخشش, نماز , روزه ، گفتار نیک ، کردار نیک، پندار نیک، مال مردم را نخوردن ، به حقوق دیگران احترام گذاشتن و دهها و شاید صدها مورد دیگر شبیه اینها میتواند انسان را از یک انسان خوب ولی بی تاثیر و گمنام به یک انسان مفید و مورد احترام تبدیل کند؟برخی از خوبی ها را مردم و فیلسوفان میگویند نسبی است. آیا کسی که از تنها نان خود نیمی را میبخشد مانند کسی است که از ده میلیارد دلار خود نیمی را میبخشد؟ اما آیا واقعا این گونه است؟اگر کسی فقط با درصدی از پولش بنگاه های خیریه ای ایجاد کند که تا زمانهای آینده به مردم کمک کنند و یا باکشف یا اختراعی مهم تا ابد به مردم خدمت کند و آنها را از بیماری و مرگ نحات دهد اینرا میتوان با کار فداکارانه کسی که قلب خود را برای نجات کسی دیگر میبحشد مقایسه کرد؟ این و دهها سئوال دیگر مسائلی است که احساسات ، منطق ، عقل ، فلسفه و... را در تقابل با هم قرار میدهند.

آیا کسی که با قصد خیر اما بدون تفکر جان خود را برای نجات کسی دیگر به خطر می اندازد و در نهایت هر دو میمیرند را میتوان با کسی که بدون خطر کردن و تنها با یک عمل صحیح جان صدها نفر را نجات میدهد مقایسه کرد؟

خوبی و بدی نه مطلقند و نه کاملا نسبی ، خوبی و بدی با معیارهایی سنجیده میشوند که میتوانند متغیر باشند و همچنین میتوانند توسط شرایط روزگار بالا و پائین بروند. اما واقعا معیار چیست؟

برای کسانی که به خداوند اعتقاد دارند ، خداوند معیار همه خوبی هاست. و اهریمن محور همه بدیها. هرکس در راه خداوند حرکت کند کار خوب میکند و هرکس در خلاف آن کار بد.

اینکه کسانی بگویند راه رسیدن به خدا این است ولاغیر ، جفایی در حق خوبانی میکنند که در دل خود برای رسیدن به خدا بدنبال راه میگردند و راه خدا را از اطرافیان خوب خود یاد میگیرند. خداوند انقدر بزرگ و بخشنده هست که فقط لازم نباشد از یک راه به او تقرب یافت.بزرگی او و گستردگی قدرتش راههای رسیدن به او را به تعداد انسانهای روی زمین زیاد میگرداند. هرکس که بگوید که دیگران باید حتما راه مرا بروند و لازمه اینکار هجوم تمامی جهانیان و موجودات ساکن در دیگر کرات به این راه باشد در حقیقت میخواهد خداوند را در حد ذهن خود کوچک نماید.

پیامبران و اولیاء الهی اصول این راه را بیان کرده اند و راهنمایی هایی جهت یافتن راه مناسب ارائه کرده اند. هرکس که بخواهد با ضرب و زور همه را به این راهها وارد کند کمکی به لقاء الله نمیکند. همه باید راههای رسیدن به خدا را تسهیل کنیم همه باید کاری کنیم که افراد راستگو موفق تر باشند و سرعت حرکتشان بیشتر شود همه باید کاری کنیم که دوستداران خدا به هم یاری کنند و راههای مناسب را به هم ارائه دهند و یادمان باشد اگر خداوند اراده میکرد تمامی گمراهان در لحظه ای نابود میشدند پس ما کاسه داغ تر از آش نباشیم. آیا اینکه همه را محبور به حرکت در راهی که خود ما تشخیص میدهیم بهترین راه رسیدن به خداست نمائیم خواسته خداست؟ بیائیم کمی بیشتر فکر کنیم.

+ Mansour Houshmand ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()